مرداد...

 

هوالمحبوب

سلام

چه تنبل خجالتم نمیکشم!!

اول بگم که بالاخره شکر خدا خونه تهران اجاره کردیم...

البته با کلی مشقت.خونه خودمون اجاره نرفت و مجبور شدیم وام بگیریم ...

کلی هر روز هی رفتیم دنبال خونه چیز مناسب پیدا نکردیم تا آخر سر مریمی خودش یه

روز که من روز کار بودم رفت و خونه مورد نظر رو یافت و منم رفتم تائید کردم.( تائید من!!)

و قرار داد بستیم.حالا قراره تا اول شهریور تخلیه کنن...

خدا کنه مشکلی پیش نیاد.

این شد که نه ماهگرد نوشتم و نه شد بیام.حالا ماه رمضان و مریض شدنم و سفر رفتن

و درگیری های دیگه بماند...

خونه خودمونم موندیم چی کار کنیم؟؟

بدیم اجاره ندیم اجاره دیگه رهن نمیخوایم  و میشه اجاره بدیم.از طرفی هم می ترسیم

مستاجر بیاد خونه رو خراب کنه ...

از اون یکی طرفم شاید بخوایم بفروشیمش مستاجر باشه سخته...

از اون ور اون طرفم شاید خدایی نکرده خدایی نکرده مجبور شیم برگردیم کرج ...

هیچی دیگه فعلا کاملا سردرگم تشریف داریم...

الانم من یک عدد همسر هستم که برنامه نود رو دیدم و خانوم گلم کنارم دراز کشیده و

ساعت هاست خوابیده ...

خسته میشه میره سر کار عزیز دلم ...

این بود فعلا!!

 

فدای تو              همسر عاشق تو               محمد تو

/ 2 نظر / 29 بازدید
وجیهه

خیلی زیبابود... بیاید وب منم خوش حال میشم[لبخند]

زهرا

حس خوبی دارم به خانواده خوشبخت و عاشق شما.. همونطور که قبلا گفتم ... تداعی میشه برام... انشاالله همیشه شاد و خوشبخت باشید:-)