ماه رمضان

 

هوالمحبوب

سلام

مدتی ننوشتم و دلم تنگ شد برای خونه ی نقلیمون.

البته مریمم نوشت و جبران کرد.هفته ی گذشته که آخر هفته برای عروسی رفتیم

همدان.خیلی خوش نگذشت.مراسم تو یه سالن مجلل بود اما قسمت مردونه هیچ

ساز و آوازی نبود و همه نشسته بودن.به قول پسر داییم شانس آوردیم دلقک بازی در

می آورد (خودش) وگرنه حوصلمون واقعا سر میرفت.

موندم چیه این همه خرج کنی همه هم ناراضی برن.این همه از تهران کوبیدیم رفتیم یه

شام خوردیم و اومدیم.خلاصه عروسی باید یه فرقی داشته باشه.

البته بهتر چون مریمم نبود خیلی نامردی میشد و کوفتم میشد.

خدا کنه خوشبخت بشن.

آخر شب البته وقتی رفتن خونه داماد همه رفتن بزن و بکوب منم که در اوج غم و غصه و

دل تنگی بودم بی خیال شدم کت و کروات رو کندم همون تو کوچه گشتم تا خانواده

بیان.البته با گلم حف زدیم اما ...

دیگه جمعه هم من اصرار کردم و بعد نهار بود که راه افتادیم و برگشتیم خونه.

من همیشه لپ لپم رو هایبرنیت میکنم اون روز رفتن گفتم بزار خاموش کنم وقتی

برگشتیم تا روشن کردم دیدم بالا نیومد و ریستورمم نگو خاموش بوده.با بدبختی از

نت پد فایلامو جمع کردم.بک آپ نداشتم....

این چند روزم یه روز رفتم سر کار و بقیه خونه بودم.

به قول مریم اصلا آدم دست و دلش به هیچ کاری نمیره...

این مدت دیگه کم آوردیم و قول دادم که تابستون دیگه در هر صورت برم دنبال گلم.

خب خیلی سال شده و فک کنم وقتش شده باشه.هرچند کارم هنوز معلوم نیست

اما مریمی پشتمه و به امید خدا تا درسم تموم شد میرم دنبالش و پیدا میکنمش.

البته برادر بزرگمم مقصره ازدواج نمیکنه.حالا خواستگاری اینا رفتنا اما زودتر اقدام

نمیکنه.فکر کنم سال دیگه بشه عروسی گفتم من کاری ندارم در هر حال خانواده سال

دیگه بی بهونه باید بیان.البته از خداشونه منو زودتر از خونه بندازن بیرون.خجالت

میمم هم خدا رو شکر چشم حسود بترکه بهتره.من طاقتم زیادتر و خونسرد ترم اما

مریمی نه رو همین حساب سختیش زیاده.وقتی مدت زیادی با هم باشید و بعد دور

شین متوجه حرفامون میشید.دو جمع دوستامون کم هستن مثل ما که مدت زیاده با

هم هستن و اونا درک میکنن.ما پارسال در مقایسه با امسال خیلی راحت گذروندیم اما

امسال این دوری خیلی فشار آورد بهمون.شکر خدا 1 ماه بیشتر نمونده.

اما چقدر استرس دارم برای ترم دیگه نمیدونم برای پایان نامه چی انتخاب کنم.

توکل به خدا.فقط همسری زودتر بیاد پیشم تا بتونم کمی برنامه ریزی کنم.

مریمم فدای اون مهربونیا و صدای گرمت بشم.

ماه رمضان امسال هم رسید.چه زود گذشت یه سال.

ما که اگه خدا کمک کنه همیشه میگیریم و امیدوارم خدا به همه اون بیمارایی که

نمیتونن به خاطر بیماری روزه بگیرن شفا عنایت بکنه.خیلیا که دیدم دلشون پر میکشه

برای روزه دار بودن تو این ماه.

پیشنهاد میکنم این سحرهای ماه مبارک خوندن دعای عهد رو فراموش نکنید.

خدایا تو که از دلمون خبر داری کمک کن این آخرین ماه رمضانی باشه که دور از هم

با سختی میگذرونیم...

 


فدای تو  عاشق تو   محمد تو

/ 10 نظر / 6 بازدید
خورشید جاویدان

بالاخره طلسم شکسته شد و آقای شاه داماد آینده دست به قلم بردند . من همش نگران بودم که چرا نمینویسی . نکنه خدایی نکرده غصه دوری از مریم گلی هنر دست بقلمیتونا ازت گرفته باشه ها دوری خیلی بد و سخته از سخت هم سخت تر به خصوص برای ما خانومها . آخه مغز ما با مغز آقایون فرق داره ما وقتی یکنفر را دوست داریم لحظه لحظه بهش فکر میکنیم .فرقی نمیکنه کجا باشیم و در چه حالی ولی شما اقایون مغزتون جعبه جعبه است وقتی مثلا میرید سراغ باکس کار دیگه همه ذهنتون روی اون متمرکز میشه . برای همینه که آقایون منطقی ترند ....خلاصه اینکه این داستان سر دراز داره . من مریم خانم را خیلی خوب درک میکنم و براش از خدا میخوام که صبر بیشتری بهش بده و زودتر بره سر خونه زندگیش که فقط همون آرومش میکنه

آرمین

سلام گلای نازنین. ممنونم که اومدید به کلبم. من انتخاب کردم دیگه بقیش با خداست. حتما چشم بذارید قبول شیرینی هم سر جاشه. ممنونم از لطفتون . راستی خیلی آهنگ قبلیتونو دوست داشتم هر وقت نت بودم امکان نداشت اونو گوش ندم. اینم خوبه ها ولی اون خیلی قشنگ بود مخصوصا اونجاش که می گفت شاید امشب برگردی ....[گل][گل]

مینا (جیگیلی)

سلام آقا محمد. این شال.. که سال ِ دیگه این موقع با مریم جون سر خونه و زندگی خودتون هستین. حالا حتماً باید اول برادر بزرگتون ازدواج کنه تا شما برین خواستگاری؟! نماز و روزه هاتون هم پیش پیش قبول باشه. سر سفره افطار ما رو از دعاتون بی بهره نذارین. بای بای.

دادگر

ان شا الله به حق این ماه عزیز سال آینده زیر یه سقف با هم به سحری بیدار شید خوش باشید التماس دعا

مهسا

سلام.ایشالا سال دیگه شما و مریم جون سفره ی سحر و افطارو تو خونه خودتون پهن کنید[لبخند]این همه سال دوری تحملش خیلی سخته مخصوصا برای مریم جون.دخترا همیشه احساساتی تر هستن! مارو هم دعا کنید

مریم احسان

به به شلام اقا محمد خوبین؟ به به اقا داماد و عروس خانوم ایشالا به همین زودی ها عروسی دعوتیم دیگه روزه هاتونم قبول هوووووووووووووووورا عروسی شاد باشید و اسمونی[گل]

مهدی و دختر ماه

سلام برگ جدیدی از قصه عاشقی ما ورق خورده .منتظر نظرای قشنگتون هستیم [گل] مهدی و مهدخت [گل]

رامین

سلام اگه وقعا تونستی به عشقت برسی من از ته دلم فریاد می زنم بهت می گم مررررررررررررررررررررررررررررررررردی پسر.به همه موهای بدنم سیخ شد وقتی جمله پروفایلتو خوندم .خوب ارزوی موفقیت و خوشبختی رو واستون می کنم.بوس بای