دیگه نمیتونم...

منو سرزنش نکنین.ولی من دیگه کاسه صبرم لبریز شده.دیگه نمیتونم با دوری زندگی کنم.

همش بغض توی گلومه.اینجوری نمیتونم زندگی کنم.محمدم من دیگه بدون تو نمیتونم.

دیگه نمیتونم

/ 5 نظر / 8 بازدید
eshgh

maryam jan manam ba hame vojodam toro dark mikonam azizam narahat nabash ishala in roza zod migzare[لبخند] omidvar bash hamishe[گل]

دادگر

مریم جون بهترین کار اینه خودتو سرگرم کنی بری گردش بری خرید نه اصلا پیاده روی سعی کن یکم حال وهواتو عوض کنی

تارا

واقعانم سخته میدونم چی میکشید چون خودم این دردو دارم ولی ایشالاکه تموم بشه هرچه زودتر

مهسا

سلام مریم جون من کاملا درکت میکنم بنیامین منم رفته سفر و من بعضی وقتا دیگه واقعا احساس میکنم دارم دیوونه میشم! گفتی آقا محمد شنبه برمیگرده.پس دیگه امروز دلتنگیات تموم میشه ایشالا سفر بعدی دوتایی با هم برید

ملیکای علیرضا

بدوووووووووووووییین بیاین جشنه !![ماچ] شیشمین سالگرد عشقمونـــــــــــــــــــــه !!![ماچ]