همیشه عاشق ...

هوالمحبوب

سلام

اول عرض ادب کنم خدمت همه عزیزانی که پیش ما میان و خیلی هم به ما لطف دارن.

ببخشید تک تک اسم نمی برم چون زیادین اما واقعا از لطفتون ممنونیم.

قرار بود 5 شنبه ها آپ کنم اما هر بار یه مشکل و نمیشه.

من از این به بعد جمعه ها آپ میکنم و منتظر همه عزیزان هستیم.

اول بگم این هفته کلا کم پیدا بودیم.

آره.خب اول کامپوتر یهو خراب شد و کاملا غیر منتظره دست ما رو گذاشت تو ..

خلاصه کلی از اطلاعاتم رفت و فرت.

اون سایت آپلود هم یهو جمع کرد و منم عکسام که رفته بودن و قالب و عکس های

 وبلاگ هم رفتن و خلاصه با هزاران زحمت تونستم فعلا یه جایگزین عکس اول رو درست

 کنم.

بعدم که آنفولانزا اومده سراغم و برای این بود که الان آپ میکنم که تو متن براتون تعریف

میکنم.

شنبه

صبح رفتم سر کار و خبری نبود تا دم ظهر افشین زنگ زد گفت یکی از استادام رو

میفرستم که جنس میخواد براش ردیف کن سرش کلاه نذارن.ظهر مریمم اومد و رفتیم

بانک سپه پول ریختیم به حساب مریمم و اونجا نزدیک اون یکی ساختمون دانشگاه و

کلی از بچه ها دیدنمون و منم اصلا به روی خودم نیاوردم و اونا با تعجب دیدن مارو.

بعدم مریمم خداحافظی کرد رفت.

منم برگشتم پیش بابا اینا نهار نداشتیم دیدم به پیشنهاد کارمندمون می خوان املت

 بذارن.خلاصه دعوامون شد.مگه اونجا قهوه خونس آخه.چاقو میزدی خونم در

نمی اومد.منم نخوردم و ....

حالا من منتظر استاد و بوی املت همه جا.

خلاصه اومد.من می خواستم بذارمش اونجا بمونه برم جنساشو بخرم چون درصد

همکار رو کم میکنن اون میشه سود خودمون دیگه با اون وضعیت مجبور شدم

طرف رو ببرم و همه تخفیف ها فرت...

خلاصه اون رفت و تا بعد از ظهر منم هیچی نخوردم و ...

آخه من خیلی شکمو هستم .مریمی میدونه.

یکشنبه

رفتیم دانشگاه و برگشتنی مترو خراب شد و کلی طول کشید تا برسیم خونه.

دوشنبه صبح رفتم دانشگاه.

کلاس استاد خانومه.خیلی پررو هست و خلاصه اون روزم گذشت.

 

تا 5 شنبه.

دیروزش که چهارشنبه بود کمی احساس سرما خوردگی داشتما اما صبح که پاشدم

دیدم صدا شده ..

لوله بخاری قورت داده باشم.

رفتم دانشگاه استاد اومد و اول از تمرینات بچه ها گفت و یهو گفت یکی از دوستان

برامون شعر نوشته.(کامل حل نکرده بودم حال نداشتم)

با آواز میخونه میگه نوشته

 "جمله به جمله می شود     انتگرال حل می شود "

منم صدام در نمی اومد بگم که خب اقا جان ریاضی مهندسیه و مهم سری فوریه

هست و ...همه خندیدن خوب شد اسم نگفت.

هیچی ننوشتم بس منتظر بودم تموم بشه.

خیلی دل تنگ مریمم بودم فقط داشتم میشمردم تموم بشه.

کلاس تموم شد تند رفتم قلم چی تا مریمم اومد و از اونجا رفتیم انقلاب.

به پیشنهاد من یه ظرف خریدیم تا میمم مریض نشه و جدا بخوریم.

رفتیم پارک و روزنامه انداختیم زیر خودمون و شروع کردیم به خوردن که باز ...

اول یه گربه اومد .

نشسته زل زده به آدم.خب از گلو آدم پایین نمیره که.

کمی گوشت دادیم (قیمه بادمجون)کم کم 3 تا دیگه پیداشون شد.

نامردا میان میشینن روبه روی آدم زل میزنن.خیلی بامزه هیچی کلی دادیم خوردن و

بعدم دراز میکشن اونجا.کلاغ ها هم اومدنو ...

جالبه گربه ها بادمجون هم می خوردن.

این گربه ها و اینا هم شدن برای ما داستانی ها!!

همش هواسم بود که جدا بخوریما.

مریمم با قاشق خودش برام میریخت و من اصلا نذاشتم ویروس بره پیشش.

آخر یهو میگه باید خودم یه قاشق غذا بذارم دهنت و منم از دستش خوردم .

وای که چه مزه میده آخه.

شب یادم افتاد وای ممکنه عزیزم هم بگیره ها ...

البته مریمم میگه من شیر مریمم(خودم بهش گفتم)مریض نمیشم.

فداش بشم میگه شما تهرانی ها سوسولین.

مخصوصا من .

بعد از نهار کنار هم کلی عشقولی کردیم و مریمم هم کمی اشک ریخت

 فدای اون چشماش بشم.

عزیزم تو چقده دلت ناز و مهربونه.

قربون اون دل کوچولوی مهربونت برم من.

گفتم مریمی تو مامان خیلی بامزه ای میشی اصلا اخم نداری و بهت نمیاد.

تازه اخم میکنی میخوام بخورمت بس ناز میشی.

بچه ها اصلا ازت حساب نمی برن.

بعدم رفتیم نماز و به زور مریم دکتر.

مریم میگفت آمپول باید بزنی و منم ترسو...خجالت

دکتر گفت پنی سیلین زدی ؟

منم تند گفتن نه سالهاست نزدم و خدا رو شکر به خیر گذشت.

بعد مریم گفت برو خونه و نمیشد که.

رفتیم نیم کیلو لیمو شیرین خریدیم و باز برگشتیم پارک.

روی چمن ها نشستیم و مریمم پوست کند و داد من خوردم.

فدای اون انگشتای مهربونت بشم من.

بعدم من دراز کشیدم روی چمنا و دستم رو گذاشتم تو دست مریم و خوابیدم.

شیرین ترین خواب ....

مریمم همش داشت منو نیگا میکرد.

میگم خسته میشی میگه نه خوابیدنتو دوست دارم.

فدای تو عاشق گل بشم من.

عزیزمی مریمم.بهترین لحظه های عمرم بود اون خواب.گرمای دستای تو ....

تعریف کردم اشک تو چشام جمع شد.خیلی مزه داد مریمم.

متشکرم ازت.

نانازم نگرانم نباش.حالم بهتره.

دیروز با این که داشتم میمردم اما کنارت بودم هیچی حس نمیکردم.

تا جدا شدیم و سوار ماشین شدم .....

وقتی گرمای دستاتو و صدای نفس هاتو می شنوم انگار روی ابرها هستم و ....

 

***************

من فدای تو بشم که با موچه ها رابطه ات اینقده بامزه اس.

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

 

*************

راستی اینم لینک عکس بچه های ما که به فرزندی گرفتیم.

خیلی زیادبودن نشد درست.

عکس 

***********************

دختر تو که هروز داری منو عاشق تر میکنی و بازم دلبری میکنی آخه.

یه ذره دل نذاشتی برای خودم...

*************

راستی یه چیز با مزه برای آقایون و خانوما

مریم دم روزنامه فروشی وایساده مجله عکس این بازیگرای دلنوازان رو نگاه میکنه

(آقایونش) میگم بیا بریم میگه خو تو هم ببین.

میگم خب برای ما عکس خانوماش جذاب ترهنیشخند

شاکی میشه!!!

میگم چیه شماها آقایون رو ببینید ایراد نداره ما خانوما رو بخوایم ببینیم ایراد داره؟؟!!

خدایا از دست این خانوما.

من میدونم هرکدومتون بیاین اینجا همین جوری عدالت دارین.

فدای تو بشم من مریمم

 

**********************

ثانیه ها را می شمارم....

      نوازش عقربه های ساعت را بر ذهنم دوست دارم .....

           در پس هر صدای آنها امید در دلم افزون میشود ....

               امید به دیدار تو ....

                    امید به لمس دستهای تو ....

                       نوازش جسم و روح منتظر من ....

                          نوازش منه عاشق ....

                             نوازش منه معشوق .....

                      مریمم غروب هر پنج شنبه آغازیست بر انتظار من ....

                                      انتظار تا دیداری دیگر ...

                                           تا نوازشی دیگر .....

 

فدای تو     عاشق تو     محمد تو

/ 36 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آتوسا و ایمان

سلام خوبید؟ غروب وبلاگتون بالا نمیومد برام میخواستم بگم ما آپیم. به دوستاتون سر نمیزنید دیگه؟ موفق باشید[گل]

ღஜღ علی و مهسا ღஜღ

سلام دوستا مرسی از لطفتون[گل] راستش این دفعه هیچکس رو خبر نکردیم! تازه الان نظرات پستای قبلمونو باز کردم.. دارم دوباره میخونمشون ببینم نظری رو بیجواب نزاشته باشیم! حال منو عشقم هم زیاد خوب نیست[ناراحت] عشقم به شدت سرماخورده![ناراحت]،منم گوشم درد میکرد،رفتم دکتر... ایشالا شما زودی خوب شید[گل]

خانم لیمو

سلام علیکممممممم من برگشتمممم وای که چقدر این آهنگ وبلاگتون قشنگههههههههههههههههه من دوست دارمممم خوب خوشحالم که با هم هستید و خوشحالید ایشالا تا آخر عمر همینجوری عشقولی باشید ببخشید که دیر به دیر میامااااا من اولین جایی که میام اینجاست به خدا چون ار شما دوست با معرفت تر ندارم[چشمک] به مریم جون سلام برسونیدددد منتظرتونم

نوک طلا و مخمل

سلام آقا محمد ممنون که به من و مخمل سر میزنی و واسمون کامنت میذاری و توضیح میدی به خاطر کاپ تنبلی هم ممنونیم[خنده] و اما آپ این دفعه: 5شنبه و جمعه اش فرقی نداره .. مهم اینه که تنبلی نکنین و آپ کنین (قابل توجه بعضیا که دارن این کامنت رو مینویسن)[خنده] پس کلا" هفته ی پر فرتی داشتین .. همه چب فرت[نیشخند] آنفلوانزا؟ خیلی مواظب باشین ... خطر در کمینه[زبان] شنبه: استادش جنس میخواست؟ اینطوری مینویسی باعث تشویش افکار عمومی میشه[خنده] خوب دیدنتون دیگه زیادتشون قبول[زبان] با اونا دعوا داری مگه با شکم خودت هم قهری؟[نیشخند] املت بهتر از هیچیه دیگه ... اونجه که نمیشد کباب بهت بدن[چشمک] در راه دوست و استاد و اینا تخفیفها پرید[چشمک] یکشنبه: خوب متروئه دیگه خراب میشه (مثلا")[چشمک] چرا میگی استاد خانمه پرروئه؟ واقعا" پرروئه یا چون خانمه میگی پرروئه؟ نفسکش[عصبانی][نیشخند] .. ادامه دارد ...

نوک طلا و مخمل

... ادامه ی کامنت قبل ... خوب مینوشتی 4شنبه دیگه .. میگی تا 5شنبه بعد فلاش بک میزنی[نیشخند] من هر موقع که سرما بخورم صدام میشه شبیه کسی که خروس رو با پر قورت داده باشه [نیشخند] .. لوله بخاری هم باید خوش صدا باشه[چشمک] مگه سوال جمله نویسی بود؟[خنده] من هم یه دفعه امتحان داشتم و مبحث انتگرال بود. یه سوال بسی وحشتناک سخت ... وقت کم آوردم نمیشد حل کنم .. توضیح راه حلش رو واسه استاد نوشتم و توضیح دادم مثل انشا[نیشخند] یه کم جوانان ما به درس توجه کنن خوبه (کی به کی میگه آیا)[نیشخند] خوب میرین توی پارک جک و جونورا میان دیگه .. محل زندگیه اوناست میرین میشینین غذا میخورین انتظار دارین اونا سکوت کنن و چیزی نگن؟[نیشخند] احتمالا" اون گربه اولیه با همراه دوستاش تماس گرفت و اون 3 تا هم اومدن[زبان] گربه ها میبینن محفل بی ریاست بعد غذا دراز میکشن بلکه یه چرت بزنن[خنده] این گربه هایی که من دیدم دو روز دیگه به شما رحم کنن و نخورنتون خیلیه[نیشخند] ویروس که صاف صاف راه نمیره ببینیش[نیشخند] ولی همینکه طرفتون جدا بود خوبه ایول به شیر مریم .. ان شا الله که سالم باشه [ماچ] ... ادامه دارد...

نوک طلا و مخمل

... ادامه ی کامنت قبل .... الهی مامان مریم[نیشخند] آمپول به نظر من کلا" خیلی چیز بدیه ... جیزه[زبان] اوهوم لیمو شیرین خیلی خوبه .. دست مریم جون درد نکنه[لبخند] الهی .. ان شا الله همیشه در کنار این حس زیبای عشق و محبت رو داشته باشین در کنار معشوق بودن لذتی داره که همه ی دردها و ناراحتی ها فراموش میشه الهی مورچه .. من قدیمها خیلی باهاشون رفیق فاب بودم[نیشخند] ولی امان از مشغله و مشکلات زندگی[نیشخند] ای وای عکسه خیلی باحاله ... پیشی رو نیگاه[خنده] کار دخترا دلبریه دیگه[مغرور] من حق رو به مریم جون میدم (البته بدون طرفداری از جنس مونث هااا)[نیشخند] متن هم زیبا بود خوب ببخشید دیگه من خیلی سخنرانی کردم[نیشخند] ان شا الله همیشه شاد باشین و عاشق بازم به من و مخمل سر بزنین خوشحال میشیم[گل]

مهران

______¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤---------------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤-------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤----------------------¤¤¤-¤¤¤-----------------------¤¤¤ __¤¤¤¤¤--------------سلامی به گرمی خورشید---------------¤¤¤ _ ¤¤¤-هرگز به کسی اجازه نده تا رویاهای تورا زیر سوال ببرد-¤¤¤ ¤¤¤------------------------------------------------------------------------¤¤¤ ¤¤¤--در سراشیبی که نامش زندکیست------------------------------¤¤¤ ¤¤¤------باهمه بیگانگیها میروم------------------------------------------¤¤¤ ¤

آتوسا وایمان

ما آپیییییییییییم

آتوسا وایمان

ما آپیییییییییییم