زندگی همچنان ادامه دارد ...

هوالمحبوب

سلام

بعد مدتی که پرشین بلاگ مشکل داشت و نمیشد وارد حساب کاربری شد امروز اومدم و دیدم واقعا امسال هنوز پستی نداشتیم....

سالگردمون اومد و رفت...

تولد رهام عزیزمون ...

و

روزهای متفاوت

از وقتی که مریم مرخصی زایمانش تموم شده و میره سر کار مشغله هامون بیشتر شده. من که به واسطه ی فیلی که یاد هندوستان کرد و باعث شد دانشجو بشم خیلی سرم شلوغ میشه. روزهای آف و تعطیل و گاهی هم شیفت هام رو مرخضی میگیرم برای رسیدن به دانشگاه و تقریبا این دو هفته ای که امتحانام تموم شده یه نفسی کشیدم. اما ارزشش رو داره و زندگی همین تلاش هاست ...

کمی کتاب میخونم کمی تمرین خط میکنم و مریمی هم سخت مشغول داداش رهاممون هست.

میگیم بهش داداش

تا ظهر که سر کار هست و باقی وقت هم سرگرم رهام خان. دیگه یکسال و دو هفته اش شده.

عزیز دلمونم مثل همه اتفاقای زندگی ما با 29 پیوند خورده. تولد رهام 29 خرداد هست. امسال تولد یک سالگی رهام رو گرفتیم. هرچند عزیزم تب داشت اما بدم نبود. خاطره شد حداقل برا ما. تم مینیون داشت و خوب بود ...

دوست داشتم عکس بزارم اما این حریم مجازی کمی مشکل می کنه کار رو ...

فردا هم که تولد مریم عزیزمه ...

اما امسال یه اتفاق خوب دیگه هم برامون افتاد. هرچند بازم طبق معمول چندین سال زندگی ما همه تلاش و سخت کوشی اون با مریمی بود!!

قربون تو برم مریم

بالاخره خونه خریدیم. البته قبلا یه بار خریدیم کرج و دور بود و این چهار سال خیلی تلاش کردیم ( تلاش کرد مریمی) و امسال بالاخره تهران خونه گرفتیم. هنوز تحویل نگرفیتم و کارای بانک و کمی گرفتاریهاش مونده و امیدوارم مشکلی پیش نیاد. ماشینم که فروختیم و فعلا موتور سواریم تا کمی جمع و جور کنیم یه ماشین بخریم باز.

این ار ماشین جمع و جور تر میخوایم بگیریم که مریم راحت سوار بشه چون دیگه رهام ببزرگ شده و مریم هم باید رانندگی بکنه چون سخته براش بدون ماشین رفت و امد.

اگه خدا بخواد تو ماه های اینده ماشین میگیریم باز. خیلی سخته بی ماشین. هرچند فعلا جایی پیش بیاد با موتور میریم

الته موردی که جا داره بنویسم اینه که منم شاگرد زرنگ شدم و معدلم بدک نمیشه...

این مورد حتما باید ثبت میشد !!لبخند

نمیدونم دیگه چی بگم...

امیدوارم اینده ی پر تغییری داشته باشیم...

امروز داریم تلاش میکنیم...

 

گل مریمم دوستت دارم

مثل قبل

هر چند واقعا حالا دیگه بابا و مامان هستیم و روزهامون فرق داره ...

یه داداشی خوشگل و شیطون داریم که دو نفره ای برامون نذاشته و همه نگاه و لبخندمون رو متوجه خودش کرده...

دوستتون دارم عزیزای دلم قلب

/ 4 نظر / 61 بازدید
هاني

واقعا چه زود ميگذره شما و مريم و يك بچه من و مجتبي و دو بچه... دغدغه هايي كه ديگه مثل اون قديما نيست... خدا به همه پدر ومادرا و بچه ها سلامتي بده ان شاالله

سحر

برا زندگیتون اسپند دود کنید انشالله زندگیتون همیشه رو غلتک شادی باشه...

sayna

وای بعد سالها لب تابم روشن کردم ماشالا چقدر از زندگی جلو افتادین.بچه دار هم شدین.اگه منو یادتون باشه منم شوهر کردم[نیشخند]

پروانه

ان شاالله همیشه شادو خوشحال باشین و سلامت.ان شاالله به هرچی میخواین برسین عزیزاان.براتون کلی آرزوهای قشنگ دارم❤