انتظاری عاشقانه ، وصالی جاودانه

... عاشقانه های دو معشوق

سلام.خیلی دلم گرفته.بغض کردم.الان با محمد حرف زدم.بین الحرمین بود.

اول گوشی رو گرفت سمت حرم حضرت ابوالفضل و گفت دعا کن...بعدش هم سمت حرم امام حسین....

من سیدم.جدم هم امام حسین هست.یهو دلم پر کشید.اشک تو چشام جمع شد.

اگه خدا بخواد فردا صبح زود راه می افتن.آدم توی این دوری ها تازه میفهمه که چه قدر به

طرفش وابسته هست...چه قدر امشب برام دل گیره.ای کاش منم اونجا کنار همسرم

بودم...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٥ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط مریم و محمد نظرات()



Design By : Pichak