انتظاری عاشقانه ، وصالی جاودانه

... عاشقانه های دو معشوق

هوالمحبوب

سلام

اول از مریمم اجازه بگیرم که وقتی اومد اینجا شاکی نشه و منو ...

این پست با تمام پستامون فرق داره.

پس از کش و قوس ها و رفت و آمد ها در وبلاگ های متعدد مخصوصا گل و گلدون

و خاله ریزه و بابا لنگ دراز مسائلی پیش اومد در باب مهریه و ...

تا امروز دیدم امیر خان نوشته ما پسرا مهریه میدیم چی  بهمون میدن.

در اینجا بود که  گفتم بیام بنده خدا  امیر رو توجیح کنم فکر نکنه به همین سادگی بید.

اول بگم کسی به دل نگیره ها  با لبخند بخونید .لبخند

اول آشنایی و اینا رو هم نوشتم با یه استایل دیگه دیدم خیلی زیاده خانوما قهر میکنن

 ، پس از خواستگاری مینویسم.

مامان خانوم زنگ میزنن قرار خواستگاری رو میذارن(حالا ما سه گروه هم

شهر هامون دوره از هم) اول باید بریم لباس بگیریم که خب معلومه... 

 بعد دسته گل 50 تومنی میشه.حالا کلی دم خانواده رو ببینو داداش و خواهر و ...

بعد می خوای بری خواستگاری شب دم غروب حالا شهرتون کلی فاصله داره

خانواده رو شب کجا ببری؟باید یه شب هتل هم بگیری خانواده دختر که

نمی ذارن شب بمونی(البته تو یه رمان بود بابا دختر دعوت کرد خانواده داماد موندن)

 که اونم تو قصه هاست. تو راه هم که خطر داره  پس هتل رو هم افتادی .

فقط جای خوبش به قول اون دوستم که رفته بود خواستگاری احسان.

بعد از چند سال رابطه که عروس خانوم چایی میاره میبینیش

 اگه پسندیدی که نصف راه رو رفتی

حالا کلی باید مایه بزاری از خودت پدر دختر راضی بشه وای به حالت اگه داداش

 هم داشته باشه.(اینا خرج های معنوی)

بعد دوباره همین پروسه رو با بزرگترای فامیل تکرار کنی.

بعد بری شیرینی خورون و ...

وای مهریه میاد وسط .آقا حالا مثلا یهو پدر بزرگ دختر میگه نصف خونه پدری مهریه

(حکایت منه) حالا همه کف کردن بابای پسر قاط میزنه و خانواده دخترم که

نمی خواستن اینو یهو بگن میمونن گیر .شیطان

تا ساعت ها میزنین تو سر کله هم. مگر این که پدر بزرگ بیاد پایین که اونم مگه

میشه.بعد حالا مهریه رو نقد نمیگیرن که اما شیر بها.

جیرینگی میدی تا هوس مزدوج شدن نزنه سرت.(زرشک)شیطان

بعد اگه خدا خواست میرسه عقد کنون مثلا خانواده دختر خرج میدن اما چون شهر

هاتون دوره همون پروسه باز تکرار میشه تازه با کلی حرف و حدیث فامیلا.

سبیل همه رو چرب کنی از عاقد گرفته تا شاهد و ...

اهان تازه بعضی جاها رسمه داماد شاباش هم میده.

اونم رد میکنی.

حالا از شانست بابای خانوم زیاد باهات حال نمیکنه.

میری شهرشون یه سری بزنی باید کادو مادو ببری.سبیل همه رو باید چرب کنی

 مادر زن و پدر زن و خواهر برادرا.می خوای دو کلام راحت حرف بزنی مگه میشه باید

 بگی بیا اشکان جون منو خواهرت حرف داریم این ایران چک  رو بگیر برو پفک بگیر .

2 دقیقه نشده میبین با کامیون پفک فرتی اومد.

شب میشه 2ساعت شب شام خوردین و حرف زدین و ...

(اینو واقعی یکی از دوستام براش پیش اومده بود) بابا دختر بر میگرده میگه  آقا محمد

 شب کجا میرین ؟ هیچی دیگه نصف شبی میندازنتون بیرون.باز باید برین هتل و ...

(نهایتا پارکینگ)

بد بخت میشین تا برسه به ازدواج کلی خرج توش بودا.

تولد مادر زن    تولد پدر زن      تولد  خواهر زن    تولد برادر زن 

 تولد جد اول خانواده الی جد 17 (حالا یه باجناق مارمولک هم داشته باشی)

هی میره گرون گرون .

 همش هم یه طرفه بید دیگه

تولد مادر شوهر یه کیسه نمک    پدر شوهر یک عدد جوراب  

  بقیه هم که تولدشون فرت

اگرم کم بذاری که لوله میکننت.

شما ها هم که همه زذ.مثل من.

آقا من خودم تا به حال این جور فکر نکرده بودم خودم کم آوردم.

پس از التیام این یکی ها ازدواج هم مینویسم که خودش یه پست جدا میطلبه.

 

پی نوشت:

اون خانومایی که ناراحت شدن از جمله خانوم خوشگل خودم دعوا نکنن

 نظر بذارن در پست بعد اقایون ...

اگه نظر اصلاحی دارن بگن پست رو اصلاح کنم

 

 

مریمم دوستت دارم

فدای تو   عاشق تو   محمد تو

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٢ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط مریم و محمد نظرات()



Design By : Pichak