انتظاری عاشقانه ، وصالی جاودانه

... عاشقانه های دو معشوق

سلام به همه ی دوستای گلم.ان شا الله همه سر حال و خوب باشن.

محمدم همون جمعه رسیدن خونه.انگار یه بار سنگین از رو دوشم افتاد.بعدش

بازم خیلی غصه داشتم.همش به مشکلات فکر میکردم.به دوری.به اینکه محمدم

کنارم نیستوتقریبا داشتم دیوونه می شدم.همش گریه کردم.اما بعدش با همسری

کلی حرف زدیم و خیلی دلم اروم شد.حرفای محمدم بهم ارامش میده.ارومم میکنه.

اول توکل به خدا آدمو اروم میکنه و بعد هم آغوش یه همسر مهربون و دلسوز...

محمدم ازت ممنونم به خاطر همه چی.به خاطر قلبی که به من هدیه کردی...

زندگی و عشقی که بهم هدیه کردی.محمدجونم خدا رو صد هزار بار شکر

میکنم که تو رو بهم هدیه داد.نمیدونم تو پاداش کدوم کار خوبم بودی عزیز دلم...

راستی بچه ها محمدم لپ لپش خراب شده واسه همین فعلا نمیتونه آپ کنه.

عوضش من میام.هرچند نوشته های گل محمدی من خیلی با احساس تر

و دل نشین تره.محمد عزیزم دوست دارم.دیشب واسم اس داد و گفت:نمیدونم

چه طوری با یه جمله احساسمو در مورد عشق و همسرم بگم.فقط مریمم

دوست دارم.

الهی مریم دورت بگرده عزیزم.بوووووووووووووووووس

راستی خانوم خورشید جاودان الان با پفک خوردن موافقم عزیزم.

یه داستان عاشقانه،یه جایی دیدم.خیلی خوشم اومد.می ذارمش اینجا:

دختر پسری با سرعت 120 کیلومتر سوار بر موتور سیکلت:

دختر:آروم تر،من میترسم.

پسر:نه،داره خوش میگذره

دختر:اصلا هم خوش نمیگذره.تروخدا اروم تر.خیلی وحشتناکه

پسر:پس بگو دوسم داری

دختر:باشه باشه دوست دارم.حالا خواهش میکنم اروم تر

پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)

پسر:میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت؟اذیتم میکنه

و...

روزنامه های روز بعد:موتور سیکلتی با سرعت 120 کیلومتر بر ساعت به ساختمان

اصابت کرد.موتور دو سرنشین داشت اما تنها یکی نجات یافت.حقیقت این بود که اول

سرپایینی،پسر متوجه شد ترمز موتور از کار افتاده اما نخواست دختر بفهمه اما

عوضش خواست یک بار دیگه از دختر بشنوه که دوسش داره(برای اخرین بار)...

منبع:www.mohamadreza70.blogfa.com

محمدجونم دوست دارم....

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ توسط مریم و محمد نظرات()



Design By : Pichak