انتظاری عاشقانه ، وصالی جاودانه

... عاشقانه های دو معشوق

هوالمحبوب 

سلام محمد مهربونم.خوبی عزیزم؟



محمد جونم ببخش میمتو.

اخه این چند روزه نمیدونم چم شده بود.

خیلی اذیتت کردم.من که مریمتم... میدونم که بخشیدی .

قربون چشمای مهربونت برم.

اینم ماه 34 ام.

فردا هم که عیده.

بازم کنارت نیستم.

راستشو بخوای به خانوادت حسودیم می شه اخه اونا سر سفره 7 سین کنارتن.

منم می خوام....

محمدم دلم برات تنگ شده.راستی محمد جونم خیلی خوشگلی ها.

این عکسا که تازه بهم دادی این قدر نازن.

امیدوارم تمام عاشقایی که امسال عید پیش همن ما رو یادشون نره ها.

دعا کنن...

محمدم هنوز شیرینی لبات تو دهنمه.

یادته لبای خوشمزه تو خوردم؟

محمد جونم دوست دارم.

دیروز هم رفتم خونه ننه جان کمکش واسه خونه تکونی.

بابا واسه خودم خانومی شدم.محمدم چقدر خدا مهربونه.

قبل از اینکه انتظارمون تموم شه بهمون اجازه داد همدیگه رو  ببینیم...

محمدم امسال سر سفره باید حسابی دعا کنی ها.

محمدم دیگه نمی تونم بنویسم.

خودت میدونی چرا مهربونم.


 ****************

دیدم در ان کویر درختی غریب را

محروم از نوازش یک سنگ رهگذر

تنها نشسته ای

بی برگ و بار زیر نفس های افتاب

در التهاب

در انتظار قطره ای باران

ابری رسید

چهره درخت از شعف شکفت

وشاد گشت و گفت:

ای ابر ای بشارت باران

ایا دل سیاه تو از اه من بسوخت؟

غرید تیره ابر

برقی جهید و چوب کهن بسوخت... 

 **********************

عشق پاک  عشق من و توست

که از یکدیگر هیچ نمی خواهیم

فقط من تو را می خواهم و تو مرا

  **************************

سال نو رو به همه ی دوستای عزیزمون تبریک می گم


 

فدای تو عاشق تو مریم تو




 

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٢/٢٩ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ توسط مریم و محمد نظرات()



Design By : Pichak