انتظاری عاشقانه ، وصالی جاودانه

... عاشقانه های دو معشوق

هوالمحبوب

سلام

14 تیر ماه رسید.یه روز زیبا و به یاد ماندنی تو زندگی من...

امروز تولد کسی هست که آرامش رو در کنار اون پیدا کردم...

عشق رو در وجود اون یافتم ...

 و زندگی رو در کنار اون برای خودم معنی کردم.

امروز تولد مریمم هست .

گلم از ته قلبم تولدت رو تبریک میگم و زیباترین آرزوها رو برات دارم.

کنارم نیستی اما از این همه فاصله یه سبد پر از گل مریم تقدیمت میکنم...

چه روز دوست داشتنی و زیباییه ...

   تولد کسی که همه ی امید و آرزوی تو باشه ...

      تولد کسی که همه رویاهات رو با اون ببینی...

         تولد کسی که به عشق اون نفس میکشی..


امیدوارم سالهای سال در کنار هم باشیم...

    سالهای سال خودم برات تولد بگیرم...

        سالهای سال خودم در کنار فرزندانمون برات تولد بگیرم ...

            سالهای سال خودم در کنار فرزندان و نوه هامون برات تولد بگیرم...

               و

                 سالهای سال فرزندان و نوه ها و نتیجه هامون برات تولد بگیرن  ...

                    ...

 

امشب گل مریمم همراه خانواده و یکی از آشنایانشون رفتن بیرون.

هم برای تفریح و هم تولد گل من...

تا نیمه شب بیرون بودن و مثل همیشه جای من خالی...

چقدر سخته تولد کسی که همه زندگیته باشه و تو تنها غایب اون

مهمونی باشی....

کادوهامو مدت ها قبل به مریمم دادم و امشب فقط سهم من غصه بود ...

امیدوارم سالهای دیگه این شب رو اون جور که خودم دوست دارم برات خاطره کنم.

میدونی این چند سال همیشه خودم رو آماده میکردم که بیام برای تولدت حسابی

بنویسم اما همین که میرسه موعدش و کنارت نیستم فقط بغض روی گلوم میمونه....

مثل تمام این سالها زنده ام به امید و فقط انتظار میکشم

برای پایان این روزهای جدایی.

میدونم که روی بالاخره تمام این بغض ها و غم ها رو با یه بوسه ...

 

 

گل مریمم محمدت رو میبخشی تولدت رو دلگیر کرد؟

مثل همیشه که اذیتت میکنه و پرو پرو میگه معذرت میخوام.ببخشش.

خو دلش گرفته.مگه محمد چندتا میم داره؟خو تولدش دوست داشت کنارش بود .

دوست داشتم تو این نیمه شب که تولد تو هم هست با هم در کنار هم بودیم و

زیر آسمون مهتابی خدا قدم میزدیم...

فارغ از همه مشکلات دست هامونو تو دست هم گره میکردیم و ...

چقدر دلم تنگ شده برای راه رفتن کنار تو .

دستت رو بگیرم و آروم با هم راه بریم و مثل همیشه پر باشیم از لبخند و شادی...

باهات شوخی کنم ...

دستت رو بوس کنم  و هر لحظه که دلم لرزید دستت رو محکم تو دستام فشارم بدم

و بگم دوستت دارم...

 

 

فدای تو        عاشق تو       محمد تو

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٤ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ توسط مریم و محمد نظرات()



Design By : Pichak